<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>زیست شناسی مولکولی کاربردی</title>
    <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/</link>
    <description>زیست شناسی مولکولی کاربردی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>مطالعه داکینگ مولکولی دو ترکیب گیاهی p-Cuminaldehyde و Trans-Anethole بر روی آنزیم بتالاکتاماز تولید شده در سودوموناس آئروژینوزا و اسینتوباکتر بومانی</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239733.html</link>
      <description>از پیدایش بشر روی سطح کره زمین و شیوع بیماری های مهلک، بشر با بینش درباره رفع بیماری خود با کاربرد گیاهان توانست پنجره جدیدی از درمان را کشف و وارد زندگی خویش کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی داکینگ مولکولی دو ترکیب گیاهی Trans &amp;amp;ndash;anethole و p-cuminaldehyde بر روی دو باکتری گرم منفی سودوموناس آئروژینوزا و اسینتوباکتر بومانی می باشد. در این مطالعه برای بررسی نحوه اتصال ترکیبات به جایگاه فعال آنزیم ترسیم ساختار شیمیایی ترکیبات بهینه سازی انرژی مطالعات داکینگ، تجزیه و تحلیل نهایی به ترتیب از سرور آنلاین H-Dock و نرم افزار های Pdb Sum Generate و سرور Chimera، Hyperchem Discovery استفاده شد. ترکییات مورد مطالعه قادر به اشغال جایگاه فعال آنزیم می باشند و سطح انرژی اتصال در ترکیب p-cuminaldehyde به مقدار -95.86 و سطح انرژی اتصال در Trans &amp;amp;ndash;anethole به مقدار -93.65در سودوموناس آئروژینوزا بوده و سطح انرژی اتصال در ترکیب p-cuminaldehyde به مقدار -86.70 و سطح انرژی اتصال در Trans &amp;amp;ndash;anethole به مقدار -81.69در اسینتوباکتر بومانی مشاهده گردید.این مطالعه نشان داد که ترکیب Trans &amp;amp;ndash;anethole برای هر دو باکتری موثر بوده و می تواند درمان مناسبی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر داربست های زیستی و نقش آنها در کشت سلول: معرفی برترین داربست ها</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239734.html</link>
      <description>تامین رشد سلول ها در شرایط مصنوعی و تحت کنترل، به طوریکه از شرایط طبیعی خود متمایز باشند را کشت سلول می نامند. در دهه های گذشته، کشت سلول دو بعدی (2D) اصلی ترین رویکرد کشت سلول در زمینه های متعدد بوده است. در این روش، سلول های زنده به صورت تک لایه‌ای بر محیط کشت مسطح نظیر فلاسک رشد می‌کنند. اخیرا گام های شاخصی به سوی اجرای کشت سلول سه بعدی (3D) در پژوهش های زیست پزشکی و توسعه دارویی، متناظر با صحت و کارایی آن در نمونه های آزمایشگاهی برداشته شده است. سلول ها در چنین شرایطی به صورت دسته ها یا خوشه هایی موسوم به اسفروئید، با استفاده از یک داربست یا بدون آن رشد می‌کنند. داربست های زیستی را مجموعه ای از مواد موجود در داربست خارج سلولی یا سنتز شده می دانند که توانایی تقلید از آن ها را دارد و همچنین دارای نقش های فیزیلوژیک گوناگونی نیز می‌باشد. همانطور که توضیح داده شد کشت های سه بعدی میتوانند وابسته به داربست یا بدون داربست باشند که ما در این مقاله به طور خلاصه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بیوانفورماتیکی اثر ترکیبات پیوگلیتازون،ایماتینیب و جفیتینیب در مهار آنزیم فسفودی استراز نوع ۵ به منظور درمان بیماری فیبروز ریوی ایدیوپاتیک</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239735.html</link>
      <description>مقدمه: فیبروز ریوی ایدیوپاتیک یک بیماری مزمن و پیش رونده وبا علت ناشناخته است که با تخریب اپیتلیوم آلوئولی، التهاب مزمن و تجمع غیر طبیعی بافت فیبروتیک در پارانشیم ریه مشخص میشود و در نهایت منجر به اختلال تبادل گاز و نارسایی تنفسی می گردد. این مطالعه قصد دارد با هدف بررسی بیوانفورماتیکی اثر ترکیبات پیوگلیتازون ،ناینتدانیب ،ایماتینیب و جفیتینیب در مهار آنزیم فسفودی استراز نوع 5 به منظور درمان بیماری فیبروز ریوی ایدیوپاتیک گامی بردارد .روش ها:در این مطالعه برای بررسی نحوه ی اتصال ترکیبات به جایگاه فعال آنزیم ، ترسیم ساختار شیمیایی ترکیبات، بهینه سازی انرژی ، مطالعات داکینگ و تجزیه و تحلیل های نهایی به ترتیب ازسرور آنلاین H Dock server و نرم افزاهایDiscovery,chimeraوسرور pdb sum genarate استفاده شد.یافته ها: ترکیبات مورد مطالعه قادر به اشغال جایگاه فعال آنزیم هستندوسطح انرژی اتصال در پیوگلیتازون -157، در ایماتینیب-177 و در جفیتینیب -184 بود.نتیجه گیری:با توجه به اثر بخشی ترکیبات در مطالعه ی بیوانفورماتیکی ،برای بررسی های تکمیلی میتوان اثر این ترکیبات را درشرایط in vitro و in vivo مورد آنالیز قرار داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل همبستگی میزان بیان ژن‌هایBIM و SORT1 در مدل سلولی سرطان تخمدان تیمار شده با عصاره Galium verum : شناسایی برخی مواد موثره</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239736.html</link>
      <description>سرطان تخمدان به دلیل تشخیص دیرهنگام و مقاومت درمانی، یکی از مرگبارترین سرطان‌هاست. مطالعات گذشته، خواص ضدسرطانی عصاره گیاه Galium verum (شیرپنیر) را نشان داده‌اند. این مطالعه به بررسی اثرات عصاره برگ گیاه Galium verum (شیرپنیر) بر روی رده سلولی سرطان تخمدان A2780 پرداخته است. سلول‌ها با غلظت‌های مختلف عصاره (۶.۲ تا ۱۰۰ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر) در بازه‌های زمانی ۲۴، ۴۸ و ۷۲ ساعت تیمار شدند. تغییرات بیان ژن‌های BIM وSORT1 با استفاده از تکنیک Real-Time PCR اندازه‌گیری شد. همچنین ماده موثره موجود در گیاه شیرپنیر به روش ماسراسیون استخراج و با روش کروماتوگرافی گازی شناسایی شد. تحلیل همبستگی بین بیان دو ژن با آزمون اسپیرمن انجام شد. نتایج نشان داد که غلظت ۲۵ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر از عصاره پس از ۴۸ ساعت، موجب کاهش ۵۰ درصدی زندهمانی سلولی می‌شودهمبستگی مثبت و قوی‌ای بین افزایش بیان این دو ژن، هم در گروه کنترل (۰.۰۰۴ P= ، ۰.۹۹۶(r = و هم در گروه تیمار با عصاره (۰.۰۰۱ P= ، ۰.۹۹۹ (r= مشاهده شد. از سوی دیگر، ۱۵ ماده موثره در عصاره هیدروالکلی برگ گیاه شناسایی شد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به : Cycloheptasiloxane, Pentasiloxane, Dodecamethyl، N‐Benzyl‐N‐ethyl‐p‐isopropylbenz اشاره کرد. یافته‌ها حاکی از آن است که عصاره Galium verum با القای آپپتوز از طریق افزایش بیان ژن‌های BIM و SORT1، پتانسیل ضدسرطانی قابل توجهی در برابر سلول‌های سرطان تخمدان دارد. این نتایج می‌تواند زمینه را برای توسعه داروهای گیاهی جدید در درمان سرطان فراهم کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد سیستم ویرایش ژنی CRISPR/ Cas9 در درمان انواع بیماری‌های مختلف از جمله سرطان‌ها</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239737.html</link>
      <description>سیستم کریسپر CRISPR/ Cas9 در ویرایش ژنوم کاربردهای زیادی دارد و امکان شناسایی حساس، سریع، مقرون به صرفه و چندگانه اسید های نوکلئیک هدف را فراهم می‌نماید. تناوب‌هایِ کوتاهِ پالیندرومِ فاصله‌دارِ منظمِ خوشه‌ای یا به اختصار کریسپر بخشی از ژنوم پروکاریوت هستند که حاوی تناوب‌های کوتاهِ توالی‌های بنیادین هستند. کریسپر نوعی سیستم ایمنی تطابق پذیر در باکتری‌ها است که آن‌ها را قادر به کشف دی‌ان‌ای ویروس و نابودی می‌کند. این موضوع در حال بررسی بیشتر است و ویرایش ژنوم با سیستمCRISPR/ Cas9 برای نسل بعدی حسگرهای زیستی کاربرد گسترده‌ای پیدا کرده است. پژوهشگران روش تقویت سیستم ایمنی مبتنی بر کریسپر، برای حمله به تومورها را در درمان سرطان مورد بررسی قرار داده اند. هدف مطالعه حاضر، بررسی ویرایش ژنتیکی سیستم CRISPR/ Cas9 برای مقابله با سرطان می‌باشد. نتایج بررسی های متعدد بیانگر امن و بی‌خطر بودن روش ویرایش ژنی و امکان استفاده از این فناوری در درمان بیماری سرطان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Role of Artificial Intelligence in the Diagnosis and Treatment of Skin Cancers</title>
      <link>https://bpcj.aletaha.ac.ir/article_239738.html</link>
      <description>Artificial intelligence is transforming the detection and management of skin cancers by augmenting visual assessment, dermoscopy, and histopathology with objective, image‑driven algorithms that can approach or exceed expert‑level diagnostic performance. In this paper, the current burden and clinical challenges of melanoma and non‑melanoma skin cancers are outlined, followed by an overview of traditional diagnostic pathways and their limitations, including variability between clinicians and restricted access to specialist care. The main body of the work describes machine learning and deep learning approaches for classifying dermoscopic, clinical, and histopathologic images, highlighting key datasets, regulatory milestones, smartphone‑based and teledermatology applications, and evidence comparing algorithm performance with that of dermatologists and dermatopathologists. Advantages such as improved triage, support for self‑surveillance, reduced unnecessary biopsies, and potential time and cost savings are balanced against persistent concerns regarding dataset quality, generalizability, bias, privacy, and the need for standardized evaluation metrics. The paper concludes that, while only a small number of AI systems for skin cancer diagnosis have regulatory approval, judicious integration of these tools alongside clinical expertise could substantially enhance early detection and treatment planning, provided that technical, ethical, and regulatory gaps are systematically addressed.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
